مؤلف مجهول
510
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
اطلاع نيابند . غرض ازين اهتمام آنكه در هيچوقتى از اوقات بىذكر دوست نباشى . اى درويش ! هوش دار كه مطلق جمادات و نباتات و حيوانات به ذكر آفريدگار خود على قدر حال مشغولند . تو كه فرزند آدمى و زبان گويا دارى كه محض از براى اقرار به وحدانيت و ذكر به تو عطا كرده است ، چرا آن نكنى كه آنها مىكنند ، و رضاى آفريدگار خود مىطلبند ؟ اگر غيرت دارى ، عبرت گير از مخلوقاتى كه زبان قال ندارند و به زبان حال به ذكر الله مشغولند و به شناخت وى موصوف . زيراكه حق سبحانه و تعالى به قدرت كامله و حكمت بالغهء خود جميع مخلوقات را از براى شناختن خود خلق كرده است . و از اطعمه و اشربه فراوان كرامت فرموده ، و نعمت ظاهرى و باطنى عطا كرده . اگر آن كرده نشود كه رضاى ويست ، روز قيامت آمنا به و صدقنا در فزع اكبر بىكام و زبان سؤال كند ، جواب چه خواهد بود ؟ اگر عقل دارى در ذكر به دوام كوش ، يعنى هميشه به ياد او باش ، و به غير او اشتغال منماى ، و غير او را در نظر ميار ، تا فارغ روى از دنياى بىوفاى مكار ، و لايق گردى به ديدار آفريدگار . نصيب درويش آن است كه به اين صفات پنجگانه كه حضرت شيخ قدس الله سره العزيز مشغول بوده است مشغول باشد ، تا كار خود تمام كند ، چنان كه حضرت شيخ قدس سره را اتمام كار درويشى با اين صفات بوده ، و از سر يقين اين بيت از ايشان به وقوع آمده است بر وجه وصيت ، كه هركه به اين صفات عامل باشد البتّه كار او در سلوك به اتمام خواهد رسيد انشاءالله تعالى : ناتمامان جهان را بكند كار تمام ، يعنى اين صفات و مصراع ثانى را به ظهور گذاشته شد . اما اين مقدار گفته شود كه ناتمام كيست ؟ بدانكه ناتمام آن كس را گويند كه از پيرى تربيت مىيافته باشد ، و در اثناى تربيت پيش از كمال ، از پير خود دور افتد به بعد طريق يا به فناء طبيعى . اين شخص اگر با اين صفات اشتغال نمايد اميد است كه به كمال رسد . پس راست كه ناتمام گشت ، با اين است كه از پيش خود به اين مداومت كند و به مرور ايام كار او تمام شود . پس راست است كه : صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر به دوام * ناتمامان جهان را بكند كار تمام * * * هركه خواند دعا طمع دارم * زان كه من بندهء گنهكارم * * * * *